آن مطلقی که علی بن ابیطالب (ع) را به اوج قدرت انسانی رسانده است چیست ؟ در تفسیر این مطلق هم می توانیم راه کوتاه را در پیش بگیریم و هم راه دراز را.
ولی ما در اینجا را کوتاه را انتخاب می کنیم :
«من در نمایشگاه بزرگ هستی جلوه گاهی از هستی آفرینم ، شعاعی از آن هستی آفرین بر من می تابد .درک می کنم که هر اندازه که سطوح و اعماق روحم را برای نفوذ آن شعاع ، بیشتر باز می کنم، حقایق و واقعیات جهان هستی برای من شفافتر و صیقلی تر می گردند و ماهیت خود را بیشتر آشکار می سازند .همچنین می بینم هستی من ، استقلال من ، مالکیت من بر خویشتن ، عشق من به رشد و کمال ، در اعماق جانم سر بر می کشند و خود را می می نمایانند.
بدینسان با حقیقتی بنام " من"یا شخصیت آشنا می شوم که جزیی از همان شعاع گسترده از مقام ربوبی است .بنابران تکاپوی "من" در مسیر و جاذبیت شعاع گسترده از مقام ربوبی ، همان مطلق است که فرزند ابیطالب را به اوج قدرت انسانی رسانیده است .
این تکاپو تنها در مجرای قوانین و اصول انسانی به ثمر می رسد . برای چنین تکاپو یی شکست و پیروزی ، دوست و دشمن ، شادی و اندوه و گریه و خنده و داشتن و نداشتن و تنهایی و تراکم جمعیت ها و محراب عبادت و میدان جنگ و زمامداری و گوشه گیری ، حباب هایی هستند که در دنبال عواملی سر بر می کشند و سپس در اقیانوس مطلق فرو می نشینند. این است محصول آن مطلقی که علی را به اوج قدرت انسانی – الهی نایل ساخته است.»
گزیده ای از تفسیر نهج البلاغه
«علامه محمد تقی جعفری»