نگاه و رابطه من با میر حسین نگاه و رابطه ای از نوع عشق بوده و هست ؛ همچنانکنه بسیاری
از جوانان نیز با او چنین رابطه ای برقرار کردند. جوانان خودشان و آینده شان را در آینه او میدیدند
و می خواستند تا با حضور مغتنم و سبز او ببالند و راه عقلانیت را در پیش گیرند و شخصیتشان رشد یافته و در جامعه ای پیشرفته و آباد زندگی کنند ؛ جامعه ای که تعامل خوبی هم دنیای
خارج دارد و خوبی های جهان اطراف را هم میبیند. و نیز آسوده خاطر باشند که مسئولان اجراییشان آنها را به پرتگاههای خود محوری و مطلق اندیشی نمی برند.
اما مطلق اندیشی چرا به مثابه یک پرتگاه است؟ دلیل آن این است که با مطلق اندیشی آرام آرام دیگر صدایی جز آنچه که فکر میکنیم درست است نمی شنویم . مطلق اندیشی البته دلایلی هم دارد که یکی از آنها شاید احساس ترس از انحراف از دین و یک سری اصول باشد و به هر حال جای بحث و گفتگو زیاد دارد بخصوص که مساله و مشکل امروز ماست. ولی حرف من این نیست که فرد نباید به اصولی پایبند باشد بلکه می خواهم بگویم در مواجهه با مسایل اجتماعی و اداره
کشور میتوان از نظرات آنها که با ما موافق نیستند نیز استفاده کرد و به قول معروف دانش و آگاهی ها در گوشه ای خاص وجود ندارد و در اختیار همگان است. و در ثانی بسیاری از مسایل ما همان طور که میر حسین میگوید از نگاه عزت و کرامت انسانی قابل حل است.مثلا میتوان در برابر کسی که ناسزا به ما می گوید مقابل به مثل کنیم و ناسزا بگوییم و یا با نگاه معنا داری رد شویم و عجیب نخواهد بود که آن فرد بعد از مدتی به دنبال ما بیاید.
بگذریم من پیش از این هم اگر پست های قبل را ببینید گفته بودم برخی سیاسیون افکار مفید و عزتمندانه میر حسین را برنمی تابند و از دلایل عدم حضور میر حسین را در این سالها هم همین میدانم لیکن میخواهم در جواب کسانی که رفتار میر حسین را بعد از انتخایات عجیب می دانند بگویم که مگر از کسی چون میر حسین چیزی جز این انتظار میرود؟ ایستادن در برابر بی اخلاقی و کسانی که جایگاه قانونی خود را نمیدانند و خود را قیم مردم میدانند و از سوء استفاده از بیت المال برای رسیدن به اهداف خاص و زودگذرشان دریغ نمیکنند.






