جادوگر قرن Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
پنجشنبه 12 اردیبهشت ماه سال 1387 ساعت 12:09 PM

 

پیوند میعاد و یاسمین یگانه و منحصر به فرد بود . چرا که آن یگانه نه فقط هر فردی را بلکه هر

چیزی را که نزدیکتر به آنچه او میخواهد باشد؛یگانه و منحصر به فرد میکند. احساسات و عواطف

آنان به دلیل تربیت درست در خانواده به خوبی رشد کرده بود و در این سالهای نزدیک به جوانی

 با چیزی که همگان میگویند «من»با دیدی از خوف و احترام و عشق آمیخته مینگریستند.

 یاسمین به یاری خداوند پیش از روبرویی با میعاد روز میعاد را در برابر دیدگانش قرار داده بود.

 میعاد هم با پاک و منزه نگاه داشتن خویش همچون یاسمین عطر و بوی روضه رضوان را به

همراه داشت .و حالا ایندو در حرکتی بی پایان ریشه هایشان را هم در یکدیگر هم جستجو میکنند

ومیدانند که هر یک دارای توانایی هایی است ولذا هر دیدار و با هم بودنی تازگی خاص خودش را

دارد. ودر نتیجه چون در نگاهها دیدند و میبینند آنچه را که باید ببینند:

- این پیوند بر اساس در نظر گرفتن معیارهای من در آوردی شکل نگرفته و با آزاد اندیشی توام

بوده است.

ـمشکلات مالی و اقتصادی گر چه وجود دارد ولی پیچیده و لاینحل نیست.و یاسمین در گردش

 امور مالی به میعاد اعتماد دارد.

- هریک به عادات و علایق یکدیگر که خوب و معقول است احترام میگذارند.

-و....

 

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
یکشنبه 4 فروردین ماه سال 1387 ساعت 4:25 PM

 

«من» به تنهایی همه چیز و همه توانایی ها را در خود نهفته دارد؛ و این خود از عجایب و

شگفتی های آفرینش خداوند است. آنچه  با جهان و آنچه در آن است رابطه برقرار میکند  و آنچه

که باید درک شود ؛درک میکند «من» است . ثابت و بدون تغییر ماندن من با توجه به اینکه همه

چیز را تمام و کمال دارد ؛ همواره حسی از تازگی را برای انسان به ارمغان می آورد. حتی

حس تازگی و طراوتی که بهار به ارمغان می آورد توسط من لمس میشود .

نداشتن تصویر روشن و خوبی از« من» آغاز نارضایتی و خصومت ها در زندگی فردی و اجتماعی

است.

نداشتن تصویر خوب و روشن از من شاید دلیلش این باشد ؛ که در زندگی کمتر محکم و با صلابت

گفته ایم « من». و اگر هم گفته ایم با آنچه خالق «من» میخواهد فاصله داشته است. امید که به 

آن«من» نزدیکتر شویم.

 

 

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
یکشنبه 5 اسفند ماه سال 1386 ساعت 3:53 PM

 

دوستان عزیز این مطلب در پرشین بلاگ هم آمده است.و در اینجا برای دوستانم در بلاگ اسکای هم میاورم.


رابطه انسان و انسان از رابطه انسان و خداوند جدا نیست و می تواند در زندگی روزمره هم نمود داشته باشد. و بهتر است که موارد زیر را هم در نظر داشته باشیم.

۱-برای درک مفهوم رابطه عشق بین دو انسان نیازی نیست که فرد خاصی را در نظر داشته
باشیم یا مثلا کسی بگوید که من عشق را فقط در رابطه با فلان کس درک میکنم .در اینجا منظور فقط یک من است و یک انسان دیگری.

۲-با اینکه سرشت همه انسانها یکی است ؛ ولی هر فردی هم منحصر به فرد و یگانه است و
با فردیت خاص خودش با ما روبرویی میکند و لذا آن رابطه هم منحصر به فرد می شود.

۳-لزومی ندارد که بدانیم فرد مقابل به چه میزانی از تشخص رسیده است ؛چرا که همه افراد کم و بیش در این مسیر در حرکتند. با این حال آنکه در مسیر تشخص یافتن در حرکت است؛
در روبرویی با هر فردی ؛ تشخص ویژه ای را هم از نگاه و کلام او می تواند بخواند و دریافت کند.

۴-آنکه در مسیر تشخص یافتن در حرکت است ؛ از آنجا که حالت پذیرایی در خود ایجاد کرده با هر فردی که روبرو میشود ؛ با بخشی از واقعیت وجودی خودش یا بخشی از واقعیت جهان هستی هم رابطه برقرار میکند.

۵-مارتین بوبر میگوید: قلبم گواهی میدهد که وقتی کسی را تو خطاب میکنم ؛ چه بخواهم چه نخواهم ؛ او دیگر تویی معمولی برای من نخواهد بود .او تویی میشود بی حد و مرز؛ تویی که تمام جهان را پر میکند و همه جهان بوسیله نور او و وابسته به نور او دیده میشود.

۶-رابطه عشق زن و مردی که میرود تا منجر به زندگی مشترک شود .نمونه ای خاص از رابطه بین دو انسان است که هر به این سمت پیش میرود که وارد زندگی مشترک شوند ؛ حالت پیچیده تری به خود میگیرد که در آن بلوغ یافتگی دو طرف و تشخص یافتن آنها نقش مهمتری ایفا میکند.جدای از اینکه دوست داشتن طرفین و مهرورزی برای بقاء این عشق شرط لازم و ضروری است.

در مورد نکته اول: میتوانم این توضیح را بدهم که فرد بدون اینکه بخواهد فرد خاصی رادر نظر

داشته باشد؛ میخواهد که از خودش فراتر رود و با توانایی دیگران هم نگاهی به جهان هستی 

و واقعیت های آن بیاندازد. و از این نظر خود را محدود به رابطه با فردی خاص نمیکند. در این رابطه

فرد میتواند گام را پیشتر نهد و مثل مورد ۵ مانند مارتین بوبر به آدمهای اطرافش نگاه کند.

با نظر به این موارد میتوان عشق بین دو انسان را جوابگویی متقابل آنها به واقعیت دانست. 

 

 

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
یکشنبه 21 بهمن ماه سال 1386 ساعت 11:16 AM

 

وقتی یک بزرگی مثل مارتین بوبر میگوید :

جهان رابطه ها هیچ گونه پیوستگی زمانی و مکانی به خود نمی گیرد ؛ یا وقتی می گوید:

تو به زندگی عادی ما وارد می شود و نظم معمول آن را بر هم میزند ؛ قصد ندارد که جملاتی

صرفا فلسفی را بیان کند .کاش بتوانیم مانند او  قلبا اینها را درک کنیم.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo